دشت گریان*

«بیدار باش». و این روزها بیداری را می شود به قیمت جان خرید. وقتی روزهای عمرت هستند که پرپر می کنی، گریه تنها چیزی ست گهگاهی می شود به آن امید بست. گاهی تعجب می کنم که چطور تار مویی از فرشته ای، می تواند مرا به زندگی امیدوار کند و گاهی می اندیشم که، وای بر من اگر زندگی به اندازه این تار مو پیچ و خم داشته باشد.

وسعت این دشتهای بارانی را که می نگری، فقط نمی دانی باید با این لحظه های کور و بی نزاکت چه کرد. لحظه هایی از عمری که کوتاه هست و نیست. لحظه هایی از عمری که مال تو هست و نیست. امروز آسمان برای تو می گرید و دشتهای گریان این روزها مرثیه عمر تو را می خوانند. زندگانی می ماند برای زنده گانی که هرگز زندگی نکردند، و تو جا به جا ردی می بینی از حضور زیبایی فرشته ای بی پروا در زندگی. فرشته ای که می بخشدت تمامی زندگانی را.

ترسهای هر روزه ات بر تو غالب می آیند گاهی اما، چشم که باز می کنی، می بینی که همه چیز هم به همین سادگی نیست. همه چیز به همینجا ختم نمی شود. گاهی مملو می شوی از آرزوهای دیرینه بشری. گاهی مملو می شوی از آرزوی زیستن در برهوتی از آدمها. در دشتهای گریانی که زیر بغض ترکیده آسمان سیراب نمی شوند. گاهی مملو می شوی از حس تنهایی.

گاهی فقط تو می مانی و بغضهای بیهوده ای که راه را بر حرفهایت می بندند. گاهی فقط تو می مانی و حضور دلتنگی های نبودن آسمانیان. گاهی، می ایستی بر لبه دره ای مشرف به دشتی گریان، و آرزو می کنی که باد تو را با خود ببرد.

من هنوز خیره به پیچ و تابهای تار مویی که خطی از زندگی را نشانم می دهد، آرزوی رسیدن به خانه ای امن دارم.

*عنوان نوشته برگرفته از عنوان فیلمی از «تئو آنجلوپولوس»

/ 26 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مهران بقايی

سلام مندوی عزيز اين پرشين بلاگ با من سر سازگاری ندارد به زحمت می توانم از وبلاگ های آن استفاده کنم بلاخره امروز آنقدر منتظر ماندم تا آن را از رو بردم ام ارزشش را داشت این پست از زیباترین های این دسته از یادداشت های تو بود نمی دانم شاید از این رو که بسیار با روحیه ی من همراه بود یا به این دلیل که این حس را تجربه کرده بودم / به هر حال دلم برای یادداشت هایت تنگ شده و اگر این پرشی بگذارد چی میشه....

پاسيون

سلام : روزهای عمرت هستند که پرپر می کنی، گریه تنها چیزی ست گهگاهی می شود به آن امید بست شروع سناريو دوياره در همين است در اوج باشی

حميد

آقا وبلاگ جالبی داريد و خيلی دوست دارم که با شما تبادی لينک کنم. اگر تمايل داری اعلام کن ، من بازم ميام. با تشكر

لی لا - آبی آسمانی

همين که تو خوبی و آرام و خداوند فرشتگانش را از تو دريغ نميکند، من خوشحالم. بمان برقرار.

آرام

همون سبک نگارش تکراری.....

فرانه

سلام همشهری به ما هم سر بزن اگه اجازه بدی لينکت ميکنم

روزهای بی خاطره

امروز سر زدم گفتم شاید نوشته باشی. از حال و هوای آبادان در این روزها! گویا خبری نیست همانطوری که در دل ما خبری نیست!

يک روانشناس

قبلا نظر دادم . فقط: ...گريه قشنگه....