تولد یک فرشته

هیچ کس مرا به جشن میلاد فرشته ها دعوت نمی کند. هیچ کس دست مرا نمی گیرد و مرا در آغوش نمی کشد. تمامی روزهای گذشت و انتظار بوی نمناکی می گیرد و خستگی. وقتی از بچه های کوچه پشتی سراغ مرا می گیری، همه مرا دیده اند که دوان دوان به سمت ساحل رود می رفتم ولی هیچ کس بازگشت مرا نمی بیند.

هوا ابری می شود و در سایه ابرهای بعد از ظهر های پاییز این بچه ها از سر شادی و سرور شوقشان را فریاد می زنند. هر وقت کودک تنهایی که تازه به کوچه مان آمده است را می بینم دلم می خواهد دستش را بگیرم و کاری کنم که تمامی بچه های کوچه که او را بازی نمی دهند حسرت بخورند. اما افسوس که فرصتی نیست. اینجا، رود علیرغم آنکه رگ حیات می نماید اما خودش مرده است. هدیه ای را که با شوق تمام آماده کرده بودم تا به جشن میلاد فرشته ها ببرم، در دست می گیرم و به سینه می فشارم. یادم هست که می گفتی عجب جشنی می شود سال دیگر. یک کیک کوچولو، با چند تا شمع. چند تا شمع؟ هدیه ای کوچک اما دوست داشتنی که عطر زیباییش تمامی این فضاهای خموده را پر می کند. و دستانی به لطافت گلبرگهای سیراب از شبنم.

من همیشه می سوزم از اشتیاقها و آرزوهایم. خوب نگاه کن به پیشانی ام و ببین داغ تمامی اشتیاقهای عالم را. داغ بوسیدنت را که بر پیشانی ام مانده.

من تو را در اغوش می گیرم و گرمت می کنم تا که سرمای سردیهای این همه تردید تو را نگزد. از نزدیکترین فاصله ممکن به چشمانت خیره می شوم. آنقدر نزدیک که گرمای نفسهای مضطربت را روی لبهایم حس می کنم. غرق در بوسه ات می کنم و به یاد تمامی جشنهای آسمانی که برای تو بود و کسی مرا دعوت نکرد اشک می ریزم.

واژه هایی هست که گاهی سرور و شادی را به قلب من می آورد. من همه نامهای دختران حوا را از برم اما نام تو هیچکدامشان نیست. گویی زندگی می خواهد به من بیاموزد که همواره وقتی به دنبال چیزی هستی نخواهیش یافت. واژه هایی هست که مرا نجات می دهد از تمام کبودیهای زمانه. واژه های رستگاری.

/ 14 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شاهرخ

با سلام خدمت مندوی عزيز همشهری با ذوق.وب بسيار قشنگی داری و جای مباهات هست که يه بچه آبودانی يه وبلاگ به اين قشنگی داره.کوکا اگه مانم تحويل بگيری و سری به مو بزنی خوشحال ميشم در ضمن تو قسمت سايتهای همشهری هم حتما؛ اطلاعات وبلاگت ثبت کن...اگه مونه هم لينک کردی خو ديگه چه بهتر.برقرار باشی کوکا

رامین

يه نظر برات دارم اگه قبل از اين که متناتو بنويسی خودتو معرفی کنی خيلی بهتر ميديگران ميتونند بهت اطمينان کنندو بهت نظر بدن

amin

be ghole shamlo az bakht yari mast shayad ke anche mikhahim ya be dast nemia yad ya az dast migorizad dar tamas bash

لی لا- آبی آسمانی

عيدت مبارک... وضعيت من هم شبيه شماست. يا شايد بهتر باشد بگويم وضعيت شما شبيه به مال من شد...

مهران بقايی

سلام دوست عزيز فکر می کنم اين بیستمين باری باشد که می آیم اما یا صفحه ی شما باز نمی شد یا صفحه کامنت اما این بار شانس با من بود می خوانم وبر می گردم فقط امید وارم بد شانس نباشم

رخشان

آقای مندو کی بروز می کنيد؟

مرجان. خ.ن

نوشته ات زيبا بود و بند آخر آن، از باقی اش زيبا تر.

وداد

خیلی وقت بود که این صفحه باز نمی شد بالاخره امروز موفق شدم مشتاق خوندن نوشتهات بودم چون با ادم حرف می زنن